داستان محصول
دختر بچه در هر جمعی که باشد عزیز است، در هر جمع.
اصلاً شما تا حالا دیدهاید که در جمعی دختر بچه باشد و کانون توجه نباشد؟
من فکر میکنم بچه سه ساله تعریفی از غم ندارد. یعنی احساس غم و ناراحتی را از عکسالعمل دیگران به اتفاقات درک میکند. مثلاً اگر اتفاقی بیافتد و عمههایش گریه کنند ناخودآگاه گریه میکند. یعنی مثلاً وقتی عمویش رفته باشد و ساعتی بعد پدرش را ببیند که دارد اشکهای صورتش را با آستینش پاک میکند ناخودآگاه گریه میکند.
حالا بیایید منصف باشیم، دختربچه که گریه کند باید آرامش کرد دیگر؟ باید نازش را خرید باید در آغوشش کشید و نوازشش کرد دیگر؟ نه؟من فکر میکنم کودک سه ساله تعریفی از مرگ ندارد. پس وقتی عزیزی از او کشته شود یا بمیرد به او میگویند آن عزیز رفته سفر، سفری دور.
حالا بیایید منصف باشیم در یک روز چندتا از عزیزهای آدم به مسافرتی دور میروند؟ چرا همه مردهای قبیله به مسافرت رفتند؟
دختر بچه ناز دارد، وقتی گریه میکند برایش عروسک میآورند، همین…









